غلامعلى صفايى
397
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
متعلق مىخواهد - مؤخر است زيرا « رب » و واو نائب از آن صدارت طلب مىباشند . و الصحيح : قول صحيح اين است كه اين واو ، عاطفه است و جر اسم بعد از آن به واسطهء « رب » محذوف است به خلاف نظريه كوفيون و مبرد كه قائل هستند كه خود واو عامل جر اسم بعد و نائب از « رب » مىباشد . نكته : با توجه به بيت سابق اين شعر ، روشن مىشود كه واو اگر عاطفه باشد « ليل » را عطف بر « خصم » مىكند كه به واسطهء « ربّ » ظاهره مجرور گشته است پس جر « ليل » به واسطهء عطف بر مجرور ديگرى است كه عامل جر آن بر « ليل » نيز داخل شده است بنابراين كلام مصنف در اين اينكه « ليل » به واسطهء « رب » مقدره مجرور شده است جاى تأمل دارد . هرچند اصل ادعاى او كه جر اسم بعد از واو مورد بحث ، به واسطهء « رب » محذوف بوده صحيح مىباشد . لكن تمسك به اين شعر بر اثبات اين ادعا مناسب نمىباشد . الثامن : هشتمين قسم از اقسام پانزدهگانه اين كلمه ، واو زائده است ، اين قسم را كوفيون و اخفش و جماعتى از نحويون قائل بوده و آن را اثبات كردهاند و واو در اين آيهء شريفه را حمل بر آن كردهاند : حَتَّى إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَيْكُمْ ( الزمر / 73 ) شاهد : در زيادت واو در « و فتحت » است زيرا هرگز بر جواب شرط واو قرار نمىگيرد و در اين آيه « فتحت » جواب شرط است ، بنابراين واو زائده مىباشد ، و دليل ديگر زيادت واو در اين آيه اين است ، در آيهء قبل از اين آيه كه در همين مورد و يك شأن نزول دارند « فتحت » جواب بوده و قبل از آن واو ذكر نشده و اين كاشف از زيادت واو در آيه مورد بحث ما است ، و آيهء قبل اين آيهء شريفه است : وَ سِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ زُمَراً حَتَّى إِذا جاؤُها فُتِحَتْ أَبْوابُها ( الزمر / 71 ) و قيل : قول ديگر در آيهء شريفه مورد بحث اين است كه واو در « و فتحت أبوابها » حرف عطف است كه اين جمله را عطف بر « جاؤوها » مىكند پس در حكم جمله شرط است و جواب شرط جمله « قال لهم خزنتها » است كه واو زائده بر آن